چاپ        ارسال به دوست

انیمیشن کوکو

نقد و تحلیل انیمیشن کوکو

در تداوم سلسله نشست های نقد فیلم،این بار،هسته پژوهشی کودک و نوجوان، باحضور اعضاء هسته،استادان و دانشجویان ادبیات کودک و زبان وادبیات فارسی، به نقد و تحلیل و بررسی انیمیشن " کوکو" با محوریت مفهوم مرگ پرداخت. لازم به ذکر است."کوکو"محصول شرکت پیکسار و دیزنی،در سال ۲۰۱۸، موفق به دریافت جایزه اسکار و گلدن گلوب شد.
آغازگر جلسه نقد،پخش کلیپی با موضوع جشن مردگان درمکزیک و مراحل ساخت انیمیشن"کوکو" بود. پس از آن جناب آقای دکتر صدیقی به ارائه مطالب ارزشمندی درباره "کوکو"ومفهوم مرگ پرداختند.همچنین حاضران، از سخنان خانم دکتر جمالی وخانم دکتر انصاری بهره بردند.
"کوکو" ماجرای زندگی پسر نوجوانی به نام میگل است که علاقه اش به موسیقی، سبب ساز شکل گیری بحرانی در خانواده می‌شود. پدربزرگ موزیسینِ میگل،"هکتور" به ناگهان خانواده اش را ترک می کند؛خانواده گمان می کنند موسیقی باعث این جدایی شده است.به همین سبب نواختن هر سازی در خانواده ممنوع می شود. به جای موسیقی، تولید کفش،شغل خانوادگی آنان می شود؛چرا که خانواده معتقد است، دوخت وتولید کفش _برخلاف موسیقی _به هم نزدیکشان می کند و سبب پیوندشان می شود. در اینجا مخاطب باتقابل کفش وموسیقی،تقابل روزمرگی وهنر_که جاودانه ست_ مواجه می شود.
نقطه اوج داستان،جایی است که میگل میخواهد باگیتار دست سازش، در مسابقه استعداد یابی شرکت کند.مادربزرگ و دیگر افراد خانواده با میگل مخالفت می‌کنند ؛درنهایت مادربزرگ،گیتار میگل را میشکند. شکستن گیتار،درهم شکستن وفروریختن دومینووار سد ترس و محافظه کاری واحترام میان میگل وخانواده است. عصیان میگل نمودی عینی وبیرونی می یابد؛او دیگر ابایی ندارد درمقابل خانواده بایستد و ازاینکه یکی از آنهاست اظهار تأسف کند.نتیجه عصیان میگل، تجربه ی مرگ نمادین و به دنبال آن دوباره حیات یافتنش است.
پس از شکسته شدن گیتار،میگل که به اشتباه تصور میکند "دلا کروز"خواننده مشهور شهر، پدربزرگ اوست، به مقبره دلا کروز می رود وگیتار او را برمی دارد؛ با برداشتن گیتار، میگل وارد جهانی دیگر می شود؛جهان مردگان.(این ساختار را می توان در اغلب سفر_فانتزی ها دید؛بدین معنا که وسیله ای سبب ساز ورود کودک به جهانی دیگر می شود.)میگل در این سفر از معصومیت فاصله می گیرد و پس از آن به معصومیت نظام یافته و در نهایت به تجربه می رسد و به جهان واقعی بازمی گردد.
از سویی دیگر میگل نماینده باور و فرهنگ مکزیکی است.این فرهنگ، ریشه در باور آزتک ها دارد. سخن رکس وارنر در کتاب دانشنامه اساطیر، به خوبی،ارتباط فرهنگ مکزیکی _آزتکی را تبیین می کند ؛به گفته وارنر،" آزتک ها، بر آن بودند که در زیر سطح زمین نه جهان زیرزمینی هست و پایین ترین آنها سرزمین مردگان است. بیش تر مردم ظاهراً اقامتی طولانی درجهان زیرزمینی را انتظار دارند، جهانی که روی هم رفته،بسیار شاد تلقی می شود و مردم به شکل اسکلت از یک زندگی اجتماعی عادی برخوردارند".
ورود میگل به جهان مردگان، از آن جنس سفرهایی است که در جهان اسطوره می توان سراغ گرفت؛ گویی میگل، گیلگمشی است که در پی یافتن گیاه جاودانگی است یا حتی همچون برزویه طبیب که جستجو و سفرش برای یافتن راز جاودانگی او را به کتاب رهنمون می‌ سازد.
موضوع محوری فیلم مرگ است ؛مفهومی که به هیچ روی در"کوکو"تلخ و گزنده نیست.برای مردگان جشنی برگزار می شود ؛در تحلیل وبررسی آن می توان از مفهوم کارناوال باختینی سودجست. در این انیمیشن و به طور کلی آیین جشن مردگان در مکزیک، جشن کارناوالی برای در هم شکستن اقتدار و هیبت مرگ است.در" کوکو"مرگ و زندگی در تقابل هم نیستند بلکه در ادامه ی هم قرار میگیرند.موسیقی" مرا به یاد آر " با تاکیدش بر یاد همان پیوند را نشان می دهد.
نکته قابل توجه در این انیمیشن، تبدیل زمان خطی به زمان دورانی است که نمود آن را در جهان واقعی، می توان در سالگردها و جشن ها پی گرفت ودید.انسان همواره در پی پیوستن به چیزی است که او را جاودانه کند؛ گاه حتی از حک کردن نام بر سنگ یاری می جوید.میگل نیز همانگونه که پیش از این گفته شد،در جستجوی جاودانگی و ماندگاری است. یاد وخاطره،هنر، کلمه، ادبیات، موسیقی، انسان را جاودانه می کنند و در واقع می توان گفت همه آنها یک مفهوم اند در صورتهای گوناگون.
آنچه خواندید گزارش کوتاهی بود از جلسه نقد وتحلیل "کوکو".


١٣:٠٧ - 1397/09/11    /    شماره : ١٣١٥    /    تعداد نمایش : ٨٦



خروج